|
نظر یادتون نره
اگر عاشق نبودم چهره ام زیبا نمی شد هزاران قطرۀ اشکم به رنگ روشن دریانمی شد نمی شد از درونم با خبر غیر از تو و او اگر چشمم نمی گفت عاشقم؛ رسوا نمی شد اگر یک بار از عشقت برایم گفته بودی دل شوریده ام آواره ی صحرا نمی شد لبت را تا سحردر خواب دیدم برلب خود دعاکردم؛ چه می شد این شبم فردا نمی شد تمام جان و هستی بسته ی این نام نیکوست وگرنه عاشقی واله چو من پیدا نمی شد نمی شد گل به روی کوه های خشک پیدا "گل حسرت بهار" دروصل او شیدا نمی شد کدامین عاشقی از بوسه ای رنجیده درخواب اگریک بوسه می دادی، جهان غوغا نمی شد اگر که عاشقی در چشم توپوچ است و بی رنگ جهان با دست او با نام عشق بر پا نمی شد دل من هوا تو کرده کاش می شد تو رو ببینم کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم خوابیدی رو بال موج ها کاش می شد بودم کنارت تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم به راهم دنبالت دارم می گردم اما نیست از تو نشونی روزگار ما رو جدا کرد یه غروب توی جوونی آنقدر زير لبم نام تورا زمزمه كردم... كه لبم سوخت ولي نام تورا توبه نكردم... آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم
اي تو تنها بهانه زندگيم نيستي که ببيني چگونه بي تو تنها درغروب دل نواز كوچه باغ عاشقي قدم مي زنم نيستي که ببيني شب بي تو غم آلود است نيستي که ببيني برسرقرار پا به پاي آن درخت چنار پير شدم نيستي که ببيني ابرهاي عاشق چشمم در نبود تو باراني است نيستي كه ببيني گلزار دلم مدتهاست كه بيابان شده است وعطش ناك عشق توست نيستي كه ببيني لعل لبانم بي تو پاي آن درخت چنارعشق را به همراه خود به خوابگاه ابدي مي برد ولي اين را بدان شاخه گل رز تو هنوز در دلم سرخ است ஜ ஜ ஜ
... عشق یعنی لایق مریم شدن ... عشق یعنی با خدا هم دم شدن ... عشق یعنی جام لبریز از شراب ... عشق یعنی تشنگی یعنی سراب ... عشق یعنی خواستن و له له زدن ... عشق یعنی سوختن و پر پر زدن ... عشق یعنی سال های عمر سخت ... عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ ... عشق یعنی با " خدا یا " ساختن ... عشق یعنی چون همیشه باختن ... عشق یعنی حسرت شب های گرم ... عشق یعنی یاد یک رویای نرم ... عشق یعنی یک بیابان خاطره ... عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره ... عشق یعنی گفتنی با گوش کر ... عشق یعنی دیدنی با چشم کور ... عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت ... عشق یعنی آخر خط بهشت ... عشق یعنی گم شدن در لحظه ها ... عشق یعنی آبی یه بی انتها ... عشق یعنی یک سوال بی جواب ... عشق یعنی رفتن توی خواب
هركاري كردم كه تو رو گم كنم از خاطره هام
بوسه مگرچیست فشاردولب این که گنه نیست چه روزوچه شب لیوان به لبت بوسه زدومن لب لیوان دیدی که چگونه به لبت بوسه زدم من به ترانه های شیرین به بهانه های رنگین به کشیدسوی خانه مه خوش لقاء را
دیرامدی ای نگارسرمست زودت ندهم دامن ازدست
تو تنها گذاشتی مرا ولی افسوس که من باز هم تو را میخواهم تو تنها هم زبانم هم نشینم بودی تنها کسی بودی که در این دنیا داشتم چرا تنها گذاشتی از تو میخواهم برگردی بر لب این جوی تا با تو باشم برگرد ای هم زبانم هم نشینم باز من ترا میخواهم همه می گویند آن کسی که رفت بی وفاست ولی من میگویم بی وفایی از او نیست از زمونه است همین را دانم که دوستت دارم جز محبت هیچ چیز بر تو نکردم همه خوبی ُ مهر محبتی که در دل داشتم همه را جان فدای تو کردم فقط این را دانم که حرفهایم همه را رکُ راست بر تو باز گو کردم
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهرهام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بقاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم . ود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ،
وفتی که ماه سراغ تو از شب عاشق بگیره پروانه خندون بوسه از لب شقایق بگیره وقتی که دختر فقیر عاشق شهزاده بشه از قلب آسمون عشق معجزه ای زاده بشه به این اتاق سرد من نور ه که تابش میکنه! آفتاب عشق تو یخه دوری رو آبش میکنه وقتی که از یادت نره عطر خوش بنفشه ها راه من و نبندی و عاشقی باشه بین ما وقتی که اسم خوب تو خون به رگ ترانه شه برای شاعری فقط یه حرف عاشقانه شه به این اتاق سرد من نور ه که تابش میکنه! آفتاب عشق تو یخه دوری رو آبش میکنه من هستم و یه آسمون یه رد پای خواستنی تو معنی آرامش و تو خود حس بودنی شعر تو پر پر میکنی؟ وقتی که بی صدا برم؟ گم بشم و با ناله هام به شهر قصه ها برم؟
چشمهاي خسته ام دنبال توست عشق يعني ما گرفتار هميم دوستدار هم طرفدار هميم هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند عشق غير از تاولي پر درد نيست هركس اين تاول ندارد مرد نيست آمدم تا عشق را معنا كنم بلكه جاي خويش را پيدا كنم آمدم ديدم كه جاي لاف نيست عشق غير از عين و شين و قاف نيست
دوچیزرادوست دارم یکی گل را و دیگری تو را گل را برای تو و تو را برای همیشه
ای کاش باران بودم تا غبارغم هایت رامی شستم.ای کاش نسیم بودم تاصورتت رانوازش می کردم.ای کاش گل بودم تا یکی ازغنچه هایم رابه تو هدیه می دادم.اما افسوس نه بارانم. نه نسیم .ونه گل .اما هرچه هستم دوستت دارم عزیزم
مثل شقا یق زندگی کن;کوتاه امازیبا مثل برستوکوچ کن;فصلی اما هدفمند مثل بروانه بمیر
گل از تو گلدون از من گل.....از من بو کردن ازتو لب از تو بو سیدن از من
عزیززم دوستت دارم
1. می می گن یه ماه توی اسمونه; یه ماه روی زمینه; عزیزم خسته نمی شی دو شیفت کار کنی;
منم عاشق منم سرچشمه ایمان منم بر نامه انسان سرودپاک توحید من ان گلزار دل جویم چرا یک گل نمیچینی ره اورد شب قدرم چرا قدرم نمیدانی بیا یک دم تما شا کن گلستان دل من را
عشق عقل را کورمی کند بس سعی کن عاشق کسی باشی که حاضرباشدبه جای تو ببیندتا زمین نخوری
اگربه اندازه دل گنجشک دوستت داشته باشم یابه اندازه دل یک فیل.فرقی نمی کنه مهم اینکه به اندازه یک دل دوستت دارم
یک خبر برای متولدین تیرماهی ها شرایط هوشی بالای شما سبب می شودتادرک لازم راازیک شرایط تازه بدست اورید وخودرابه یک سری افرادتازه به خوبی نشان دهید به یک سفرخواهیدرفت که در ان جنبه های زیارتی هم وجوددارد وبرایتان بسیارمفیدواقع خواهدشد ازراه دوربیامی به شما می رسد که حاوی اطلاعات مهمی است........
قسم به اب وسبزه قسم به باغ و ریحان قسم به ابروباران قسم به شمس وزهره بنده درمانده ام توخالقی سبحان قسم به ناله های یوسف به شوکت سلیمان دوستت دارم خیلی زیاد
درگلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا توگل نازمنی از دور می بوسم تو را |